ساعت 6 صبح سيويكم تيرماه، تهران خسته و غمزده را ترك كرده و در جاده فيروزكوه، روان ميشويم. جاده شلوغ است. بعد از طي مسيري به گردنه «گدوك» مي رسيم...
همچنان در جاده پيش ميرويم، «پل ورسك» از پس كوه نمايان ميشود. سپس به روستاي «پل سفيد» و بعد به «سوادكوه» زيبا ميرسيم. خانهها با سقفهاي شيبدار زيبايي پاكي را در دل كوهها، در ميان جنگل هميشه سبز، پنهان ساخته اند. زمينهاي سبز شاليزار چشمانمان را نوازش مي دهند. بعد ازسوادكوه به يك دو راهي مي رسيم، سمت چپ به طرف چندين روستا و در انتها روستاي «دراسله» مي رسد و سمت راست به آلاشت ميرود، روستايي كه به «بهشت گمشده» شهرت يافته است شايد براي اينكه در انتهاي تمام روستاها و جادهها قرار دارد. و يا شايد بخاطر آبشار زيبايي كه دارد و نا شناخته مانده است. ولي زيبايي سحرآميز «آلاشت» ما را به ياد بهشتي انداخت كه مانند خيلي از بهشتهاي زميني تنها و خاموش و گمشده مانده است. شايد بشود طبق اطلاعاتي كه از كتاب «رضاخان از الشتر تا آلاشت» تاليف آقاي كيوان پهلوان مندرج شده است در مورد آلاشت چنين نوشته شده است: آلاشت بين رشته كوههاي سلسله جبال البرز مركزي واقع شده است. رشته كوههايي كه چون ديواري بلند از آلاشت محافظت كرده و آن را در برابر هجوم احتمالي دشمنان ايمن ساختهاند. زمستانها اين منطقه سرد و پر برف است و گاهي راههاي مواصلاتي آن بمدت چند روز مسدود و غيرقابل عبور ميشود. روستاي «آلاشت» جزيي از دهستان «ولوپي» متعلق به بخش مركزي شهرستان «سوادكوه» استان مازندران است است، «آلاشت» از نظر اقليمي، آب و هوايي معتدل و مرطوب دارد. آلاشت به معني آشيانه عقاب است و يا عقابها در آنجا مي نشينند عقاب هنوز هم در آلاشت زياد است. در جاي ديگر اين كتاب، روستاي آلاشت به نام «تپه ستايش» نيز معرفي شده است. در عين حال هر گاه به علت بيماري وبا، طاعون و همچنين بلاياي طبيعي مانند « زلزله» كه در گذشته موجب ازبينرفتن انسانهاي زيادي شده است اين مكان از سكنه تهي ميشد مردم به اهميت زيست آلاشت از نظر آب و هوا در هر دورهيي پيبردهاند. بخاطر دوربودن و بكر بودن اين منطقه، هنوز مردم اين روستا اصالت ميهماننوازيشان را فراموش نكردهاند و مهرباني در جايجاي خانهها ديده ميشود. زنان محور اصلي معيشتي خانه را به عهده دارند ونوعي اصالت و اقتدار پاكي در خانهها هويداست.

كوچهپسكوچههاي روستاي زيباي «آلاشت» بسيار تميز و پاكيزهاند. در كنار هر خانهيي ظرف فلزي مشبك مخصوص زباله با در بسته قرار دارد. و زبالهها در كيسههاي مشكيرنگ نگهداري ميشود. نظافت خانهها رعايت شده است و كوچه ها پاك و عشق در آنها جارياست. ولي غمگين از اينكه سقفها ريخته و آب از سقف مي چكد.صداي قطرات آب برظروف فلزي، نقش تنهايي را فرياد مي زند. كوچهها خلوت، خانهها خالي از سكنه! در هر كجاي اين روستا كه بايستيم، نماي زيباي مسجد را ميبينيم كه با نقشي زيبا از الله نمايان است.
آب شرب این روستا از چشمه مهیا میگردد بنا به گفته روستاییان اين چشمه آب معدني است كه از دل سنگ سپيد كوهستان جاري ميشود و حدود چهارده كيلومتر طي مسير ميكند تا به روستا برسد، اصل اين آب بسيار خنك و سرد است و در طي مسير بخاطر لوله كاري روكار و تابش خورشيد، وقتي به خانهها ميرسد كمي گرمتر شده و قابل مصرف ميشود.
در فصل بهار افراد سالخورده روستا به جمعآوري گياهان دارويي ميپردازند كه متاسفانه فقط چهارنوع معمول را ميشناسند و از خواص بقيه گياهان اطلاع ندارند. پسر كوچك ساكن اين روستا ميگويد: در فصل بهار ميتوان بنفشه معطر كه به رنگ آبي است و «گل گاوزبان» قرمزرنگ كه وقتي خشك شد بنفش ميشود و نوعي نعنا به نام «اوجي» را پيدا كرد.
آنها نوعي غذاي محلي درست ميكنند كه تركيبي از «اوجي» )نعنا( با «پونه كوهي» به نام محلي «پت نيك» است كه پخته و مصرف ميكنند. با دانههاي به جنگلي هم همراه با «گل گاوزبان» و «بنفشه معطر وحشي» دارويي عليه سرفه و سرماخوردگيها تهيه ميكنند.
یکی دیگر از مكانهاي تاريخي روستا كه بايد مورد توجه سازمان ميراث فرهنگي قرار گيرد خانه جد عمويي «رضاخان» است. گويا سالها پيش اين خانه با كليه وسايل به عنوان موزه محسوب ميشد ولي طي چند سال اخير با يكسري غارتگريهاي بيرويه! اين مكان تاريخي با معماري چوبي زيبا تبديل به مخروبهيي شده كه در گوشهيي از آن كتابخانهيي با درب بسته قرار دارد.
طبق اسناد موجود رضاخان در 24 اسفند 1256 در اين مكان متولد شده است. پس ميتوان براحتي حدس زد كه قدمت اين خانه چند سال ميباشد.

مكان تاريخي دیگر خانه جد پدري «رضاخان» است كه بيش از صدو پنجاه سال قدمت دارد. دري چوبي و قهوهيي با دقالبابهاي مردانه و زنانه، انسان را به ياد عهد قاجار مياندازد. به درون كه ميرويم حياطي بزرگ با چند درخت تازه كاشته شده، نمايان ميشوند. علفهاي خودرو و گلهاي وحشي «بابونه كبير»، «اسطو خدوس بنفش»، «گل گاوزبان قرمز»، «گزنه سپيد»، «نعنا» و «گلپر» در آن روييده است. خانه دو طبقه است. طبقه پايين را مقداري چوب چيدهاند. در گوشه ديگر حمام خزينه و آتشكده قرار دارد. وقتي وارد حمام ميشويم بوي رطوبت و زندگي ميدهد. .........
اگه بخوام از زیبایی های این روستا براتون بگم صفحات این وبلاگ قطعا توانایی گنجایش اونو نداره متاسفانه عدم شناخت همه این زیبایی ها در آلاشت نشان از فراموش شدن این روستای زیبا ست .
بهتون پیشنهاد میکنم کوله بار سفر بربندید و از این روستای فوق العاده زیبا دیدن نمایید .