محله جلفا اصفهان

جلفاي اصفهان يكي از مناطق مديريت شهر اصفهان است كه بناي آن از زمان شاه عباس بوده (1606 ميلادي) و  در جنوب شهر واقع شده است. از نخستين روزهاي تكوين اين شهرك ارمني‌نشين،پنج محله به نامهاي ميدان بزرگ، ميدان كوچك، هاكوپ‌جان يا يعقوب‌جان و يا محله‌ي حصيربافها، چهارسوق  قارا كل تشكيل دهنده‌ي اين شهرك نوبنياد عصر شاه عباس بوده است و ساكنين آنها را جلفاييان آذربايجان تشكيل مي‌دادند. در دوران سلطنت شاه عباس دوم بر وسعت آن اضافه شد و او دستور داد كه ارامنه‌ي داخل شهر كه در شمس‌آباد و عباس‌آباد هم سكونت داشتند به جلفا منتقل شوند (1655 ميلادي) محله‌ي زرتشتيان كه در نزديك جلفا و بدان پيوسته بود، به ارامنه تحويل داده شد و چون شغل اغلب مهاجرين جديد حجاري بود و به همين دليل اين محله به نام سنگ‌تراشان ناميده شد كه هنوز هم به همين نام است. به دنبال اين توسعه‌ي شهري، دو محله‌ي ديگر يعني كوي ايرواني‌ها (ايروان) و محله‌ي تبريزيها كه ساكنين آنها از دو شهر فوق‌الذكر آمده بودند به وجود آمد. محلات جديدالاحداث در جنوب و جنوب غربي جلفاي قديم شكل گرفت و آنجا را جلفاي نو گفتند و بعدها اين اسم به همه‌ي جلفا اطلاق گرديد. گزارش سياحان خارجي حاكي است كه جلفا از نظر اجتماعي و اقتصادي به دو منطقه‌ي متفاوت قابل تفكيك بوده (جلفاي قديم و جديد).  جلفاي جديد را سه محله‌ي سنگ‌تراشان، ايرواني‌ها و تبريزيها تشكيل مي‌داد كه ساكنين آن در مقايسه با جلفاي قديم كم بضاعت‌تر بودند و كليساها و خانه اغلب ساده هستند. در منابع فارسي اسم جلفا به صورت "جولاه" و در زبان ارمني آن را "جوغا" مي‌گويند. قبل از ورود ارامنه به اصفهان، زمينهاي كشاورزي از املاك سلطنتي به شمار مي رفت كه در سال 1618 ميلادي ضمن فرماني، به ارامنه واگذار گرديد و چون شبكه آبرساني آن از نهر و جويهاي كوچك و بزرگ تشكيل مي‌شد،با ايجاد شهرك جلفا، معابر عمومي را به طوري به وجود آوردند كه منطبق با حريم آبها باشد لذا پيچ و خم كوچه‌ها خيلي زياد بوده و حتي توسعه ي جديد جلفا در نيم قرن گذشته و ادامه ي آن در حال حاضر، از حريم آبرساني مزارع تبعيت مي‌كند. جلفاي قديم داراي يك خيابان شرقي- غربي (خيابان نظر) بود و آن خيابان نيز دو دروازه در شرق و غرب داشت كه شبها بسته مي‌شد. دروازده‌ي غربي را سرقرازيان و شرقي را يمانيان مي‌گفتند. نام اين دو دروازه از دو خانواده ي معروف ارامنه‌ي جلفا گرفته شده بود كه در احداث آن نقش داشتند.

 بعد از سقوط صفويان يعني با روي كارآمدن افاغنه، افشاريه، زنديه و به ويژه قاجاريه پيوسته از وسعت و جمعيت آن به شدت كاسته شد، به طوري كه اغلب ساكن و كليساهاي آن رو به ويراني نهاد و نيمي از آنها كاملا" از بين رفت، در يك قرن گذشته با روي كارآمدن سلسله‌ي پهلوي شهرنشيني در كشور دستخوش تغيير و تحول بزرگي گرديد و شهر با خيابان‌كشي‌هاي جديد كه منطبق با چهارچرخه‌هاي موتوري بود، ساختاري فضايي جديدي را پيدا كرد.

.......

ادامه نوشته

تپه های سیلک کاشان

محوطه و تپه های سیلک در ضلع جنوبی غربی شهر کاشان و در سمت راست جاده کاشان به فین (خیابان امیر کبیر) واقع شده که شامل دوتپه شمالی و جنوبی (گورستان الف- ب ) به فاصله 600 متری از هم می باشد.گورستان الف با قدمت 3500 ساله در 200 متری جنوب قرار داشت که امروزه بروی آن بلوار امیرالمومنین کشیده شده. گورستان ب نیز با قدمت 3000 ساله در زیرباغ ها و مزارع کشاورزی ضلع غربی تپه قرار گرفته است. وتنها زیگورات سیلک که 15.94 متر از ارتفاع ان باقی مانده است که ازسه طبقه سکوی مطبق و یک پاگرد در جنوب سکوی اول و یک راه بالا رو ساخته شده است.که در بازسازی جدبد بنای زیگورات این راه به شکل پلکان نشان داده شده است.که کهن ترین زیگورات های ایران می باشد و در دوره چهارم در کنار معبد اصلی شهر سیلک بنا شده است.

در سال 1933 با پیدا شدن چند سفال زیبا در پاریس و شناخته شدن محل اکتشاف این ظروف در سیلک کاشان مشاوره موزه ملی فرانسه بر ان شد تا در اکتبر همان سال مجوز حفاری در این منطقه مهم را اخذ کند و هیئت فرانسوی به سرپرستی پرفسور رومن گیرشمن مامور حفاری در سیلک گردید.این هیئت باستان شناسی طی سه سال (1933-1934-1937) تپه ها را مورد کاوش قرار دادند و بلافاصله در سال 1938 تحقیقات خود را در دو جلد تحت عنوان سیلک کاشان به زبان فرانسوی در پاریس منتشر نموداند.بعد از گذشت 70 سال از کاوش های انجام شده توسط هیئت فرانسوی طرح بازنگری به سرپرستی دکتر صادق ملک شهمیرزادی در طی سالهای 1380تا 1385 در دو تپه شمالی و جنوبی انجام گرفت که تحقیقات انجام شده در مسیر انتشار است.

نتایج به دست آمده از کاوش ها بر روی تپه های سیلک تمدن ان را به شش دوره فرهنگی متمایز تقسیم می کند که عبارتند از:

 

دوره اول و دوم:

ادامه نوشته

کوه خواجه - زابل

يكي از آثار تاريخي ارزشمند و جالب توجه كوه خواجه است كه در سيستان واقع شده است. اين كوه به ارتفاع تقريبي نهصد متر مانند جزيره‌اي در وسط درياچه هامون قرار گرفته است. بالاي اين كوه آثار آتشكده و كاخ عظيمي نمايان است كه عمارات مختلف آن مشرف بر حياط وسيعي است. درچهار طرف آن چهار رواق ستوندار قرار گرفته كه قوس‌هاي آنها هلالي است. اين كاخ آثار زيادي از گچبري‌هاي قديمي متقاطع، خطوط شكسته متوازي و نقاشي ديوار با نقش برش‌هاي اكانت و خداي يوناني اروس (خداي عشق) سوار بر اسب و نقاشي‌هاي متعدد ديگر را دربردارد.

آتشگاه كوه خواجه مركب از تالار چهارگوشي است كه سردربزرگي دارد و در اطراف تالار راهرويي است كه پوشش آن به صورت گهواره‌اي هلالي است. تاريخ ساختمان اين آتشكده را حدود قرن اول ميلادي مي دانند و ويرانه‌هاي اطراف آن را هم به دوران اشكاني و ساساني نسبت مي‌دهند.

 

در قسمت جنوب كوه خواجه پرستشگاهي وجود دارد كه به كرچك چل گنجه معروف است و از گل بنا شده است. اين بنا جايگاه پرستش ناهيد (آناهيتا) و از نوع قلع‌هاي دختر است كه پرستشگاه ناهيد محسوب مي‌شدند. از آثار بعد از اسلام اين مجموعه آرامگاه خواجه مهدي ابن‌محمود خليفه است كه به صورت اتاق خشتي به ابعاد 6 × 9 متر مي‌باشد و در بالاي كوه قرار گرفته است. بناي بعدي كوه خواجه، زبارتگاه «خواجه‌ غلطان» است كه هنوز مورد تقديس مردم است و هر سال در آنجا قرباني‌ها مي‌كنند. زبارتگاه «پيرگندم بريان» در همين تپه است و قبرستاني نيز در آنجا قرار دارد. مردم سيستان در هفته اول فروردين به زيارت اين محل مي‌روند و گندم بريان نذر مي‌كنند. احتمال دارد كه نام «اوشيدا» كه در اوستا نام كوهي است همين كوه باشد. سنگ آتشگاهي كه از آتشكده اين كوه به دست آمده كاملاً مشابه آتشگاه آپاداناي شوش است كه به زمان هخامنشيان مربوط است. ساير آثاري كه در اين كوه به دست آمده بيشتر مربوط به قوم «سكا» است كه در حدود قرن دوم ميلادي به اين سرزمين مهاجرت كرده‌اند. در هر حال، كوه خواجو و مجموعه آثار باستاني دوره‌هاي مختلفي كه در دامنه آن وجود دارند، همراه با چشم‌انداز زيباي هامون و ويژگي‌هاي مردم‌شناسي ساكنان پيرامون آن، يكي از جاذبه‌هاي ممتاز جهانگردي استان سيستان و بلوچستان به شمار مي‌آيد.

شهر باستانی گور

شهر گور یا شهر فيروزآباد، در يكصد كيلومتري جنوب شيراز يكي از پرجاذبه ترين و در عين حال گمنام ترين شهرهاي گردشگري ايران است. فیروز آباد تا قبل از حمله اسكندر به ايران، شهر گور ناميده مي شد اسكندر مقدوني اين شهر را كاملا ويران كرد و قرن ها بعد از اسكندر، اردشير موسس سلسله ساساني اين شهر را احيا و آباد كرد، اما در حمله تازيان به ايران اين شهر دوباره ويران شد.
«ابن بلخي» كه يك هزار سال قبل كتاب فارسنامه را تاليف كرده است، مي نويسد: «فيروزآباد كه قديم آن را گور مي ناميدند به روزگار كيانيان شهر بزرگي بوده و حصاري عظيم داشت. اسكندر  چون به پارس حمله كرد چندان كه كوشيد نتوانست به حصار شهر گور رخنه كند لذا جهت رودي را كه از سر كوه مي آمد، به طرف شهر برگرداند و در شهر جاري ساخت تا آن كه تمام شهر گور در آب غرق شد».

فيروزآباد نسبت به زمين هاي اطرافش در گودي واقع شده است، لذا با آب رودخانه اي كه اسكندر در شهر جاري ساخت، اين شهر به يك درياچه تبديل شد و اين درياچه قرن ها باقي بود تا اين كه اردشير با اندیشه هایی آب درياچه را تخليه كرد و شهر جديدي به جاي شهر گور بنا نهاد. مولف فارسي نامه مي نويسد: «اردشير پسر بابك، مهندسان و دانشمندان را جمع كرد تا تدبير گشادن آن آب كنند».

با تلاش مهندسان ساساني و ايجاد يك تونل، آب درياچه را خالي مي كنند و شهر جديدي را بنا مي گذارند و اين شهر جديد را به مناسبت نام باقي آن «كوه اردشير» يا «ارشير خوره»
مي نامند.

«اردشير خوره» در زمان حمله تازيان به ايران، ويران شد تا زماني كه عضدالدوله ديلمي (گيلاني) بر خلفاي تازي پيروز شد و به آباداني اين شهر همت گماشت، كوه اردشير نيز دوباره آباد و از آن به بعد فيروزآباد ناميده شد.

از ديدني هاي اين شهر مي توان به قلعه دختر، كاخ ساساني و برج آتشكده و بقاياي شهر گور اشاره كرد

نمایی از خرابه های شهر گور

شهر ساساني گور نخستين شهر دايره اي شکل ايران محسوب مي شود که به دستور اردشير بابکان ساخته شده است. کاوش هاي باستان شناسي در اين شهر ساساني براي نخستين بار در سال جاري توسط ديتريش هوف، باستان شناسي آلماني آغاز شده است. اين شهر چهار دروازه اصلي داشته است. اين دروازه ها عبارتند از باب مهر که از طرف شرق باز مي شده است، باب بهرام که از طرف غرب باز مي شده است، باب هرمز که دروازه شمالي محسوب مي شده و در آخر نيز باب اردشير که از طرف جنوب باز مي شده است.

نمایی از دروازه تخت نشین شهر باستانی گور


از جمله يافته هاي مهم باستان شناسي در شهر گور، کشف دروازه تخت نشين بوده است که شباهت زيادي به سر درهاي تخت جمشيد دارد....

کف پوش کاخ شهر گور


رنگ هاي به کار رفته در اين کف همچنان سالم هستند و توجه ساسانيان را به استفاده از رنگ هاي متنوع در معماري نشان ميدهد....


نقش چهار شاهزاده

نقش چهار شاهزاده شهر گور


چهار شاهزاده ساساني براي اولين بار روي يکي از ديوارهاي بدست آمده از اين شهر کشف شد.اين چهار شاهزاده را دو زن و يک مرد جوان به همراه نوجواني تشکيل مي دهند.

رصدخانه شهر گور

قديمي‌ترين رصدخانه ايران، در کنار نقوش رنگي شاهزادگان ساساني در شهر گور فيروزآباد قرار دارد. اين رصدخانه شاهکاري از دانش ايران در آن عصر محسوب مي‌شود. پروفسور «ديتريش هوف» در حفاري شهرگور فيروزآباد فارس به سازه‌اي دايره‌اي‌شکل رسيد که پس ‌از مطالعه، مشخص شد، قديمي‌ترين نمونه از رصدخانه‌هاي به‌دست آمده در ايران و از آن دوران ساساني است. نمونه‌هاي همانندي از اين سازه در دهلي و جيپور هند هست؛ ولي باتوجه به اين‌که رصدخانه مراغه مربوط به دوره ايلخانان مغول و نزديک سيصد سال پس‌از رصدخانه شهرگور بنا شده است، اين سازه، قديمي‌ترين رصدخانه ايران به‌شمار مي‌رود.

برج ستاره‌شناسي پيدا شده در شهر گور، از خشت و گل و کاملاً تندرست است. قطري نزديک 65/5 متر دارد که روي آن، 12 نشانه از علامت‌هاي بکار گرفته شده در اندازه‌گيري‌هاي رصدي و سکوهايي نموداري، هست. احتمال مي‌رود که سازه دايره‌يي‌شکل شهر گور براي نصب دستگاه‌هاي سينوسي به‌کار مي‌رفته و بلندي ديواره‌هاي آن که بدون سقف بنا شده، نزديک 65 سانتي‌متر بوده است.

شهر گور در دوران ساساني و از زمان پادشاهي اردشير بابکان بنا شده و تا دوران اسلامي در حکومت عضدالدوله ديلمي بر فارس که نام آن به فيروزآباد تغيير مي‌کند، اهميت فراواني داشته است. شواهد به‌دست آمده از حفاري‌هاي گذشته باستان‌شناسان نيز که ديرينگي آنها به سده چهارم هجري قمري برمي‌گردد، از رونق علمي و شهري فيروزآباد در آن دوران سرگذشت مي‌کند. فارس در سده چهارم هجري قمري يکي‌از پيش‌تازان دانش اخترشناسي در سراسر ايران بوده و شهرگور نيز در اين سده، هنوز اهميت داشته است. فارس در سده چهارم هجري قمري، مرکز بزرگي براي ستاره‌شناسي است. بر پايه اسناد تاريخي، اميرعضدالدوله ديلمي در دوران حکومت خود در فارس، منش معروفي به نام عبدالرحمان صوفي را به سمت استاد رياضي و اخترشناسي به منطقه مي‌آورد و او در شهرگور که مورد دلبستگي اميرعضدالدوله بوده است، ساکن مي‌شود. صوفي در سال281 هجري قمري زاده شد و در سال 335  هجري قمري در شيراز درگذشت کرد؛ او رصدهايي را در شيراز انجام داده و تاريخ‌نويسان گفته‌اند که براي زماني در شيراز به انجام محاسبات نجومي سرگرم بوده است. حتي ابوريحان بيروني نيز نوشته که رصد دايره البروج با وسيله‌اي به قطر 123 سانتي‌متر در شيراز انجام شده که آن وسيله را در سازه به‌دست آمده در شهرگور، کار مي‌گذاشتند. صوفي، يک کره سماوي از جنس نقره نيز براي اميرعضدالدوله ديلمي ساخت که شاهکاري است و در موزه قاهره نگه‌داري مي‌شود. نام علمي عبدالرحمان صوفي در تمام کتاب‌هاي جهان باعنوان «Azof» آمده است. هم‌چنين وقتي نام دانشمندان جهان را روي کره ماه حک کردند، نام صوفي نيز در 22 درجه جنوب و نصف‌النهار 13 درجه کره ماه به‌ثبت رسيد.

منار شهر گور

منار شهر گور


در وسط شهر گور، مناري 4 گوش با مصالح لاشه سنگ و ملاط گچ به ارتفاع 30 متر احداث گرديده است. در خصوص ساخت اين مُنار نظريه هاي مختلفي به شرح زير ارائه شده است.

     منار به عنوان سمبل قدرت پادشاه

    منار، جهت دايره در آوردن و ساختن شهر

     محل ارتباط با قلعه دختر جهت اطلاع از حملات دشمن

    محل نيايش

 متاسفانه در بازدیدی که امروز از اینجا داشتم هیچ آثاری از شهر گور باقی نمانده به جز آنهایی که عکسهایشان را در بالا میبینید.....شهر گور بر زیر خروارها خاک مدفون شده.... جاده ای که به شهر گور میرسد خاکی است و بسیار افتضاح که فکر کنم شاید سالی یکبار کسی از آنجا رد نشود و این هم از شاهکارهای سازمان میراث فرهنگی ایران است.....


ده روستای ناشناخته ایران

 تقريبا همه ما دست‌كم يك بار ساحل خزر يا غار علي‌صدر يا يكي از بناهاي تاريخي شيراز و اصفهان و يزد را ديده‌ايم و نام كندوان و ميمند و ماسوله و ابيانه و جواهرده را شنيده‌ايم و مي‌دانيم آسياب‌هاي آبي شگفت‌انگيز و شهر سوخته و زندان حضرت سليمان و آرامگاه دانيال نبي(ع) كجاست، اما گردشگري در ايران، تنها در اين چند منطقه خلاصه نمي‌شود و براي اثباتش كافي است بدانيد تنها در وصف روستاهاي هدف گردشگري كشورمان و عشايرش، مجموعه‌اي هشت جلدي نوشته شده و هنوز بسياري از اين روستاها معرفي نشده‌ و گمنام مانده‌اند.
مطالعه همين كتاب‌ها بود كه باعث شد به خيالمان برسد امسال مسافران نوروزي را دعوت كنيم، علاوه بر پاتوق‌هاي هميشگي سفرشان، به 10 روستاي ناشناخته، اما مناسب گردشگري هم سري بزنند، از طبيعت دست‌نخورده لذت ببرند و همان وقت هم يادي از ما كنند.
پيش از آغاز سفرمان، لازم است از اين‌كه خيلي از استان‌ها و روستاهايشان را به دليل محدوديت جا، از قلم انداخته‌ايم، از هموطنانمان عذرخواهي كنيم. اكنون گاه رفتن است، بار سفر را بستيد؟ آماده‌ايد راه بيفتيم؟



كرمانشاه ـ هجيج
كفش‌هايتان لنگه به لنگه نمي‌شود

 

در يكي از وب‌نوشته‌ها درباره هجيج، قصه‌اي هست كه مي‌گويد، پانصد سال پيش در هجيج، آسمان خسيس شد و خشكسالي بيداد كرد. اهالي روستا سراغ مردي متدين كه نسبش به امام موسي كاظم(ع) مي‌رسيد، رفتند تا براي باريدن باران، دعا كند. مرد دعا كرد و چشمه‌اي پر آب، دل خاك را شكافت و مرد از همان وقت، صاحب احترامي ويژه ميان مردم شد و حتي پس از مرگش، بقعه‌اي به يادش ساختند به نام «بقعه سيدعبدالله» يا «بقعه كوسه هجيج».
كسي نمي‌داند اين ماجرا درباره روستاي هجيج و بقعه سيدعبدالله در كنار رودخانه سيروان، راست است يا تنها قصه‌اي ساده است براي سنگين شدن پلك‌هاي بچه‌هاي هجيجي، وقت خواب. مهم اين است كه اهالي هجيج، اهل تسنن هستند، اما به امامزاده‌شان احترام مي‌گذارند واين بقعه از پنج قرن پيش تاكنون سرپا بوده است و زيارتگاه دوستدارانش.

چند كار واجب است كه به محض رسيدن به هجيج بايد انجام دهيد، نخست اين كه دست‌كم يك جفت گيوه مرغوب بخريد، چون پيشه بيشتر هجيجي‌ها، دوختن همين گيوه‌هاي فوق‌العاده است، دوم به چراگاه‌هاي خوش‌منظره «پياز دول ميشا» و «گاول» و‌ آبشار بل در نزديكي روستا كه آب معدني شفابخش دارد، سري بزنيد و سوم اگر فرصت كرديد از يكي از قديم‌هاي ده بپرسيد چرا هجيجي‌ها قاب‌هاي در و پنجره همه خانه‌هاي روستا را آبي آسماني مي‌كنند؟



گيلان ـ قلعه رودخان
افسون مي‌شويد

 
 
طوري نمي‌شود، هيچ‌كس نمي‌فهمد، فقط چند لحظه موتور خيالپردازي‌تان را روشن كنيد و خودتان را به ما بسپريد تا پيشنهادمان را براي شما توصيف كنيم. آماده‌ايد؟
امروز صبح شما از طرف فومن راه افتاده‌ايد و از روستاي حيدركلات گذشته‌ايد، در پارك جنگلي قلعه‌رودخان هستيد و از روي پل چوبي رودخانه رد شده‌ايد و آن ترس عميق و خواستني از جريان تند آب خنك رودخانه زير پايتان را تجربه كرده‌ايد.
 

از همين جا، همين سنگفرش زير پايتان، دالان بهشت آغاز مي‌شود؛ دالاني سبز كه سرشاخه‌هاي درهم‌پيچيده درختان، آن را براي شما آذين بسته‌اند. بگذاريد آن سبز دلاويز چشم‌هايتان را بنوازد، بگذاريد ريه‌هايتان از نفس گياهان انباشه شود و قدم تند كنيد تا به پله‌هاي قلعه رودخان، باشكوه‌ترين دژ نظامي استان گيلان، برسيد. پله‌ها زيادند و شايد هم به همين دليل به آن قلعه هزار پله گفته‌اند، اما مطمئن باشيد طبيعت اطراف و قلعه عظيم و خزه‌بسته بالاي تپه، چنان افسونتان مي‌كند كه مثل مسخ‌شده‌ها، پله‌ها را با سرعت بالا مي‌رويد و خستگي را از ياد مي‌بريد.
خب، حالا خيالپردازي را تمام كنيد و تنها به يك پرسش ما پاسخ دهيد؛ چرا وقتي از نعمت زنده بودن برخورداريد و خبر داريد اين همه زيبايي در جايي از كشور، انتظارتان را مي‌كشد، در خانه نشسته‌ايد و ترجيح مي‌دهيد در رويا سير كنيد؟ مگر تا قلعه رودخان چقدر راه است؟!



آذربايجان غربي ـ سهولان
به كبوترها احترام بگذاريد

 

 

كردها مي‌گويند سهولان به زبان آنها به معناي يخبندان است كه احتمالا دليل گذاشتن اين نام بر روستاي چهارصد ساله سهولان، آب و هواي سرد آن است كه اگر شما اين پيشنهاد را بپذيريد و به آنجا برويد، به خوبي تجربه‌اش مي‌كنيد.

وقتي مسافر دنياي اسرارآميز غار سهولان شديد، چه در دالان‌هاي تو در توي بخش خشك آن پرسه مي‌زديد، چه سوار قايق در حوضچه‌هايش شديد، به ياد داشته باشيد به كبوترها و آرامششان احترام بگذاريد، چون آنها ساكنان اصلي سهولان به شمار مي‌روند و در نقاط گوناگونش لانه ساخته‌اند، به همين خاطر هم اهالي به اين غار «كوته‌كوتر» يا «لانه كبوتر» گفته‌اند!
براي سفر به روستاي سهولان، بايد آنقدر در جاده بوكان مهاباد برانيد تا به فرعي برسيد كه به روستاي عيسي كندي مي‌رسد و همين جاده را اگر ادامه دهيد، سهولان در انتظار شماست.



تهران ـ كر كبود
همخواني موزون آب و سنگ

 


هر كس در ديدار از كر كبود از توابع بخش طالقان ساوجبلاغ در استان تهران درباره اين‌كه مهمترين جاذبه گردشگري روستا كدام است، نظري دارد، اما از نظر ما، زيباترين اجزاي روستا، معماري سنتي خانه‌هاي آن، درخت‌هاي تنومند كهنسالش با سايه‌هاي پربركت و كوچه‌هاي خاكي و شيبداري است كه ديوانه‌وار پيچ و تاب مي‌خورند، پله مي‌شوند، حياط مي‌شوند، يا به دل كوه مي‌زنند و به آبشار كر در هفتصد متري شمال شرقي روستا يا يخچال‌هاي طبيعي آن در شمالش مي‌رسند.
 

 

آبشار كر سي تا پنجاه متر ارتفاع دارد و صداي ريزش آبش آنقدر بلند است كه با نيم ساعت گوش كردن به آن تا پايان روز در خواب و بيداري زمزمه‌اش در گوش‌هايتان تكرار مي‌شود.
روستاي كر كبود كه به دليل قرار گرفتن در دامنه كوه، آب و هوايي دلپذير دارد، از مسير اتوبان كرج ـ قزوين و از راه شهرستان طالقان قابل دسترسي است. فراموش نكنيد شما به روستايي دعوت شده‌ايد كه حدود 1100 سال قدمت دارد با دو امامزاده به نام‌هاي امامزاده زيد ابراهيم و امامزاده شاه محمد حنفيه و البته آرامگاه ملا يغمايي كر كبودي هم در قبرستان تاريخي روستا واقع شده است.
امامزاده زيد ابراهيم در مركز روستاست و نسبش بنا به گفته‌هاي اهالي، به امام موسي كاظم(ع) مي‌رسد، اما آرامگاه امامزاده شاه محمد حنفيه در ارتفاعات شمال شرقي روستا معروف به كوه عقيق قرار دارد، علاوه بر همه اينها، روستا حمامي تاريخي هم دارد كه متعلق به دوره قاجار است.



چهارمحال و بختياري ـ آتشگاه
خا
نه آبشارها

 


طبيعت در تبديل آتشگاه به يكي از جذاب‌ترين مكان‌هاي گردشگري چهارمحال و بختياري نقش اساسي داشته است. درختان كهنسال بلوط و گردو و بنه در سراسر دره تنگي كه روستا در آن واقع شده، كوه‌هاي شورم جلا و دريك در جنوب و شمال روستا و حتي جنس آهكي آنها كه سبب به وجود آوردن غارها و آبشارهاي متعدد در منطقه شده، همگي از جاذبه‌هاي بي‌نظير اين منطقه به شمار مي‌روند.
اگر خواستيد از آتشگاه سوغاتي بخريد، از اهالي سراغ گياهان معطر و دارويي يا شير و پنير و ماست و دوغ محلي يا گليم‌هاي ساده و بادوامشان را بگيريد. براي سفر به اين روستا، بايد به شهرستان لردگان برويد و از آنجا دو جاده هست كه شما را به آتشگاه مي‌رساند، اولي كه طولاني‌تر است جاده‌اي است كه از روستاهاي منجر موثي و كيهان و چله‌گاه و كلار و چمن‌بيد و دره نامدار و قلعه سوخته و باغ كاج و ده كهنه مي‌گذرد و جاده دوم كه كوتاه‌تر است، از لردگان و ميلاس و سردشت و آبزا و دلي رد مي‌شود و به آتشگاه مي‌رسد.



خراسان شمالي ـ دركش
داروخانه سرسبز

 

 


 



سيستان و بلوچستان ـ تيس
از خانه جن‌ها تا خلوت با دريا

 


آنجا روي يكي از آن صخره‌هاي آهكي بلند كه هنوز از پسمانده آفتاب ظهر گرمند، گوشه‌اي دنج و خلوت پيدا مي‌كني و مي‌نشيني و خورشيد را نگاه مي‌كني كه سرخ و لرزان و بي هيچ تقلايي در دريا غرق مي‌شود و به صداي موج‌هايي گوش مي‌كني كه آرام و منظم بر تن صخره‌ها مي‌كوبند و اگر حوصله داشتي به بلوچ‌هاي سپيدپوشي كه با دست پر از دريا برمي‌گردند، «خداقوت» مي‌گويي، اما همه اين توصيف‌ها حتي گوشه‌اي از زيبايي‌هاي روستاي ساحلي تيس، از توابع بخش مركزي شهرستان چابهار در سيستان‌وبلوچستان نمي‌شوند و حتما پيشينيان ما هم اين را فهميده‌اند كه از 2500 سال پيش در تيس ساكن شده‌اند و به آن گاهي بندر تيزيا گفته‌اند و گاهي تيز و گاهي تسي.
 

تيس، سه قلعه باستاني مهم دارد؛ اولي قلعه تيس است كه سبك معماري‌اش نشان مي‌دهد، به دوره سلجوقي تعلق دارد، دومين قلعه، «پيروز گت» نام دارد كه به غير كوهنوردها پيشنهاد نمي‌كنيم از داخلش بازديد كنند، چون راه ورود به آن سخت و خطرناك است، قلعه سوم، «بلوچ گت» است كه بالاي كوه قرار گرفته و دو مقبره هرمي كوچك هم در آن ساخته شده است.
انتخاب سفر به تيس ـ كه از طرف نيك‌شهر و جاده چابهار ـ كنارك جاده‌اي آسفالته دارد ـ با خودتان است، اما فقط اين هشدار را بشنويد كه اگر به تيس نرويد، نه مقابر جناني گچ را (كه به باور اهالي، محل سكونت جن‌ها بوده) مي‌بينيد، نه پيل‌بند را، نه سدهاي تيس را، نه غارهاي بان مسيتي و نقاشي‌هاي عجيب و غريب داخلشان را، نه چاه باستاني تيس كوپان را و نه حتي گورهاي مرموز تپه نهادي را. حالا تصميمتان چيست؟ چمدان ها را مي‌بنديد يا نه؟



فارس ـ سرمشهد
يك مرد با دو شير مرده

 


متون قديمي نشان مي‌دهد روزگاري اين منطقه مورد توجه پادشاهان هخامنشي و ساساني بوده است و در آن بناهاي گوناگوني ساخته‌اند كه بقاياي آنها هنوز در اطراف سرمشهد ديده مي‌شود و از آن جمله مي‌توان به تپه باستاني تل نقاره‌‌خانه،‌ آتشكده، تل خاموش، قنات سرمشهد، تل خندق و كاروانسراي كوشك اشاره كرد. در شش كيلومتري شمال شرقي روستا هم‌، باستان‌شناسان شهري كهن به نام «قندجان» را از دل خاك بيرون آورده‌اند كه از ديدن آن پشيمان نخواهيد شد.



كردستان ـ پالنگان
پله پله تا بهشت

 


واقعا عجيب نيست كه هنوز هم وقتي مي‌پرسي: «كدام روستاي ايران معماري پلكاني دارد؟» همه بلافاصله مي‌گويند: «ماسوله»!. فكر مي‌كنيد چند نفر در پاسخ به اين پرسش، از روستاي پالنگان از توابع بخش مركزي شهرستان كامياران استان كردستان، يادي مي‌كنند؟ فكر مي‌كنيد چند نفر مي‌دانند اين روستا گوشه‌اي از بهشت است؟ چند نفر خبر دارند در ده كيلومتري شمال غرب اين روستا در رشته كوه‌هاي «گواز»، چشمه‌هاي داغ آب معدني شفابخشي از دل كوه، بيرون مي‌جوشند كه از فراواني تركيبات گوگردي و آ‌هني، شيري‌رنگ شده‌اند؟ چند نفر وصف قلعه عظيم و اسرارآميز اين روستا را شنيده‌اند؟ خيلي كم! خيلي خيلي كم! و به همين دليل است كه برخي ترجيح مي‌دهند امسال هم راهي ماسوله شوند و بيشتر وقت تعطيلاتشان را در ترافيك جاده روستا بگذرانند و در انبوه جمعيت، فرصت خلوت كردن با طبيعت را از دست بدهند تا ما روزنامه‌نگارها در پايان تعطيلات با تأسف گزارش كنيم: «ماسوله گنجايش اين همه گردشگر ورودي را ندارد! به بقيه ايران هم سري بزنيد!».

 

 اما شما كه اين مطلب را خوانده‌ايد امسال پالنگان را انتخاب كنيد، چون پالنگان، خلوت، خوش آب و هوا، پر از چشمه‌ها و رودهاي خروشان و طبيعتي دست نخورده است با كردهاي مهرباني كه به اورامي سخن مي‌گويند و وقتي دلتنگ مي‌شوند با صدايي محزون سياه چمانه مي‌خوانند يا چپله يا گريان، اما اگر شاد باشند آن وقت بايد ببينيد با دو دستمال رنگي و يك دهل، چگونه هنرنمايي مي‌كنند. وقت رفتن فراموش نكنيد از پالنگاني‌هاي شريف، كشك و گيوه بخريد به رسم سوغات و اگر تعارفتان كردند به خوردن ولوشه يا غازينه يا شلمين، رد نكنيد چون غذاهاي كردي واقعا لذيذند!
پالنگان از راه شهرهاي كامياران و پاوه و سروآباد و سنندج قابل دسترسي است. پس بهانه نگيريد كه چون دقيقا نمي‌دانيد كجاست آن را براي سفر انتخاب نمي‌كنيد.



كرمان ـ سيرچ
اينجا با كوير كنار نمي‌آيد

همين ابتدا بايد اعتراف كنيم ما هم پيشتر مثل خيلي از خوانندگان اين مطلب، خيال مي‌كرديم كرمان استاني گرم و خشك و بي آب و علف است، اما شما هم بايد مثل ما روستاهاي طرز، لاله‌زار، ميمند، هرزا و ... را ببينيد تا باور كنيد كرمان يك بهشت كوچك و دوست‌داشتني است كه كمتر كسي از همه جاذبه‌هايش خبر دارد.

سخت است از بين روستاهاي ديدني كرمان، يكي را انتخاب كنيم، اما وقتي پاي اجبار به ميان مي‌آيد، ما به هزار و يك دليل، روستاي سيرچ از توابع بخش شهداد را براي معرفي مي‌پسنديم. مي‌پرسيد كدام دلايل؟ اول اين‌كه سيرچ، زادگاه هوشنگ مرادي كرماني، خالق «قصه‌هاي مجيد» است، دوم آن‌كه روستاي ما، سروي تاريخي دارد كه سيرچي‌ها مي‌گويند دوهزار سال از خدا عمر گرفته است. سوم روستاي پيشنهادي ما در مجاورت كوير واقع شده، اما در آن پيست اسكي زمستاني ساخته‌اند چون آب و هوايش با خلق و خوي كوير هيچ همخواني ندارد و خنك و كوهستاني است كه همين تضاد موجب شگفتي‌تان خواهد شد. چهارم اين‌كه در نزديكي سيرچ، رودخانه‌اي باصفا و كوهي بلند و مناسب براي كوهنوردي وجود دارد. پنجم آن ‌كه سيرچ چشمه‌هاي آب گرمي دارد كه كرماني‌ها، آنها را براي آب‌درماني مناسب‌سازي كرده‌اند تا از گردشگران استقبالي درخور داشته باشند. و ششم با سفر به سيرچ مي‌توانيد كره و روغن نباتي مرغوب، خشكبار، قاليچه‌هاي كوچك و حصيربافته‌هاي تزئيني سوغاتي بخريد و ... .
ما شش دليل از هزار و يك دليل سفر به سيرچ را گفتيم، حالا نوبت شماست كه از طريق جاده‌هاي آسفالته شهرهاي كرمان يا شهداد، راهي سيرچ شويد تا شايد 995 دليل ديگر را هم پيدا كرديد.


 

آنجا شما شاهدان جنگي تقريبا تمام شده‌ايد؛ پيكاري ميان بهرام دوم، پنجمين پادشاه ساساني با شيري شرزه. بهرام خنجرش را در سينه شير فرو كرده و شيري ديگر هم پيشتر به دست او كشته شده و بر خاك افتاده است. پشت سر شهريان چند تن از اعضاي خانواده‌‌اش در كنار كرتير (موبد موبدان) ايستاده‌اند كه ظاهرا بهرام در دفاع از آنها با شيرها جنگيده است. درست بالاي سر بهرام و خانواده‌اش هم كتيبه‌اي نصب شده كه يكي از چهار كتيبه موبد موبدان آن زمان و بزرگترين كتيبه عهد ساساني روستاي سرمشهد، از توابع بخش جره و بالده‌ شهرستان كازرون در استان فارس كه جاده‌هاي رسيدن به آن چه از طرف برازجان و چه از طرف كازرون، آسفالته و مناسب است.
چند بار نام روستاي دركش از توابع بخش مركزي شهرستان مانه و سملقان به گوشتان خورده است؟ آيا دوست داريد مهمان كردهاي كرمانجي در خراسان شمالي شويد؟ تا حالا پيش آمده به آوازهاي محزون آنان، وقتي با دو تار همراه مي‌شود، گوش دهيد؟ تا به حال دوتارنوازي كرمانجي‌ها را ديده‌ايد؟ از مهمان‌نوازي‌ و غيرتمندي‌شان شنيده‌ايد؟ وصف رسوم و سنت‌هايشان در عزا و جشن و ... چطور؟ اگر راجع به همه اينها كنجكاويد، به روستاي دركش برويد كه مردمش بيشتر كردهاي كرمانجي‌اند.

دركش روستاي خوش آب و هوا و كوهستاني است كه چشمه‌هاي فراواني در اطرافش جريان دارند و يافته‌هاي باستان‌شناسي در حوالي برج تاريخي سبزعلي‌خان قراچورلو و تپه‌هاي اطرافش، نشان مي‌دهند اين روستا عمري دويست ساله دارد.
از زيباترين جاذبه‌هاي طبيعي روستاي دركش، مي‌توان به مراتع وسيع و سبز اطراف روستا، حواشي رودخانه زومار و دره كنداب در جنوب آن اشاره كرد، اما آنچه دوستداران طبيعت را به دركش مي‌كشاند، جنگل زيبا و انبوه بلوط در نزديكي آن است كه تنها جنگل بلوط شرق كشور به شمار مي‌رود.

يك نكته ديگر هم درباره دركش هست كه بد نيست آن را بدانيد. اين روستا بنا بر نظر گياه‌شناسان، گنجينه‌اي كم‌نظير از گياهان دارويي است، به گونه‌اي كه چند سال پيش، يكي از اين كارشناسان گفته بود، 380 گونه گياه دارويي در روستاي دركش شناسايي شده است كه 79 گونه از آنها بسيار ارزشمند هستند.
او براي نمونه از بابونه بجنورد به عنوان گياهي منحصر به فرد در درمان بيماري‌هاي گوارشي نام برده بود كه در حوالي اين روستا مي‌رويد. براي سفر به دركش از بجنورد به سمت آشخانه حركت كنيد و همين كه روستاي كلاته زمان صوفي را پشت سر گذاشتيد، نرسيده به جوزك، جاده‌اي فرعي شما را به روستا مي‌رساند.
ممكن است از ما بپرسيد چرا از استان چهارمحال و بختياري كه سرزمين لاله‌هاي واژگون است، روستاي آتشگاه از توابع بخش مركزي لردگان در استان چهارمحال و بختياري را انتخاب كرده‌ايم كه كمتر لاله وحشي دارد كه به شما پاسخ مي‌دهيم، اولا لاله‌ها معمولا در ارديبهشت باز مي‌شوند و در فروردين هنوز باز نشده‌اند و ثانيا شك نكنيد طبيعت آتشگاه هم آنقدر بكر و دست‌نخورده است كه از سفر به آن پشيمان نمي‌شويد.
قدمت اين روستا به دوره قاجار برمي‌گردد؛ همان زماني كه عشاير بختياري آن را به عنوان يكي از ييلاق‌هاي خود پسنديدند و چادرهايشان را در مجاورت آبشارهاي زيباي آن كه در مساحتي سه كيلومتري گسترده شده‌اند، برپا كردند.
برخي از پدربزرگ‌هاي آنها مي‌گويند كه از پدربزرگ‌هايشان شنيده‌اند و پدربزرگ‌هايشان از پدربزرگ‌هايشان نقل كرده‌اند و پدربزرگ بزرگ‌هاي آن پدربزرگ‌ها تعريف كرده‌اند كه ... به هر حال مهم نيست دقيقا چه كسي گفته است، مهم اين است كه برخي بر اين باورند كه شايد نام روستاي كر كبود از نام دو اسب كه «كهر» و «كبود» صدايشان مي‌كرده‌اند، گرفته شده است.حتي اگر هيچ‌يك از آن قلعه‌ها و مساجد قديمي، دور و بر روستاي سهولان، از توابع بخش مركزي شهرستان مهاباد در آذربايجان غربي نبود، حتي اگر آن چشمه‌هاي خروشان و باغ‌هاي ميوه پربار، روستا را احاطه نكرده بودند، وسوسه سوار شدن بر قايقي پارويي و گردش در دالان‌هاي تو در توي غار معروف اين روستا، حتما مي‌توانست هر گردشگري را به آنجا بكشاند؛ وسوسه ديدن قنديل‌هايي كه گاهي خوشه انگور شده‌اند، گاه پروانه، گاهي پاي فيل، گاهي توت فرهنگي، گاه عروس دريايي و ... .حتي از ديدن عكس‌ روستاي قلعه رودخان از توابع بخش مركزي شهرستان فومن در استان گيلان هم لذت مي‌بريد و دلتان تازه مي‌شود تا چه رسد به اين‌كه آنجا باشيد و در هواي خنك و مطبوعش نفس عميق بكشيد و صداي هوش گياهان به گوشتان برسد و بوي سبزه مرطوب جنگل را حس كنيد و به آواز پرندگان گوش كنيد كه در اعماق آن سبزي يكدست مي‌خوانند.آنجا اگر كمي سر كيسه را شكل كنيد و يك جفت گيوه مرغوب هجيجي بخريد، كفش‌هايتان ديگر هرگز لنگه‌ به لنگه نمي‌شوند چون گيوه لنگه راست و چپ ندارد و يكي از اصلي‌ترين مكان‌هاي توليدش، روستاي هجيج از توابع بخش نوسود شهرستان پاوه در استان كرمانشاه است.
هجيج ـ كه برخي آن را با «ح جيمي» مي‌نويسند و مي‌گويند به معناي دره سرسبز و عميق است ـ روستايي است كه همه خانه‌هايشان از سنگ هستند و حتي يك آجر در آنها به كار نرفته است.